بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
272
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
و همچنين بيشتر از هفتاد روز در دفع آن نبايد كوشيدن و اهتمام در نضج ماده در اين تب بيشتر بايد كردن از جهت يبس و غلظت ماده و در تعديل مزاج به چيزهاى مايل به گرمى و بسيار رطوبت بايد كوشيدن . و اولى آن بود كه در روزهاى نوبت قبل از حدوث مطلقا هيچ غذا و شراب و آب و ترىها نخورد و اگر طاقت نداشته باشد قبل از نوبت به شش هفت ساعت قليلى از غذاهاى سبك معتدل سودا خورد و در روزهاى آسايش غذاى مناسب مقدارى كه خواهد به كار دارد و آب سخت سرد در اين مرض مضر بود و در وقت حرارت كمتر ضرر رساند و لبنيات و چيزهاى خام و بادانگيز همه مضر بود و مدرات و معرقات و هرچه رقيق اخلاط را دفع كند همه مضر باشد و بدين جهت خربزه نفع نكند با وجود ضديت طبع آن با سودا . و صاحب ذخيره گويد آنجا كه ماده سخت غليظ باشد هر بامداد هفت درم سنگ كلنگبين با ده درم سنگ سكنجبين ساده سرشته دهند و مويز منقى دانه بيرون كرده با مغز پسته و بادام منتقل كند . هرگاه خواهد نخودآب به مرغ فربه جوان و يا زيرباج به مرغ به وقت اشتها به كار دارد و تخليطى نكند و از فعل متعب دور باشد و گويد كه بسيار تبهاى ربع بدين تدبير زايل شده است و در اوايل اين مرض اگر به راندن ماده غلبه و نرم داشتن طبع حاجت آيد حقنهاى معتدل و نرم در هفته يك نوبت در غير روز نوبت و شيافهاى نرم معتدل مثل شكر و بنفشه و مغز خيار چنبر و اشباه آن در هفته يك دو كرت به كار داشتن . و در آغاز نوبتها اگر قى كردن را ملازمت تواند نمودن عظيم نافع بود . و هرگاه كه اثر نضج نيكو پديد آيد و مانعى نباشد استفراغ به سودا به مسهلات لايقه واجب بود . پيش از روز نوبت قدرى سكنجبين عنصلى با گل قند آميخته صباحهاى غير نوبت و يا سكنجبين افتيمونى با گل قند سرشته گاهى كه طبع از حرارت خالى باشد عظيم مفيد آيد و نضج و تحليل سودا نيكو كند و پنير تازه بىنمك با عسل خوردن غذاى نافع بود و در روز سيم از هر نوبت و بعد تنقيه دفع نوابت به حب الشفا و امثال آن لازم بود به دستورى كه در غب غير خالصه مذكور شد . و اكثر آن تدابير كه در نايبه بلغمى و غب غير خالصه مذكور شد نيز نافع آيد به تخصيص كه ماده سودا بلغمى باشد و حب الشفا در اين باب آيتى است . و باعث برخاستن حضرت آن را ربع برادر ايشان امام الدين جعفر بود كه مدت يك سال داشت و اطباء عراق از علاج آن عاجز شده بودند . از اين دوا در دو نوبت خورد و صحت يافت و پرهيزى نداشت و در پاييز حضرت را ربع پيدا شد و به قدر چهار ماه كشيد و نوابت آن در اواخر روز بود و آخر بر وقت خواب قرار يافت و غذا نخودآب به مرغ فربه بودى و قليه كربنى و پلاو چرب به گوشت بره و شورباى برنج به گوشت گوسفند فربه جوان و امثال اينها و گاهى اندك سركه كبرى كمترشى با طعام واقع شدى و گاهى گلقند با سكنجبين عنصلى صباح ها خوردندى و از خنكىها و ميوههاى سرد و تر و آب خنك و دواهاى گرم و خشك حذر كردندى و تنقيه نيز كم فرمودندى . و چون نوابت كهنه و ضعيف شد قبل از نوبت به دو ساعت مقدار باقلايى مرمكى را با دو دانه فلفل سحق كرده اندر يك قاشق آب گرم مىخورند جهت منع تعفن خلط و دستوپاىها و تن را گرم نگاه مىداشت و آن روز طعام و شربت در صباح اندكى مىخورند تا بسيارى خلوى معده اخلاط را اندر حركت نياورد و قوت برجاى ماند كه سن ايشان از شصت و دو